تبليغاتX
دمی با سکوت - سکوت....!







دمی با سکوت

دلنوشته ها

سکوت....!

گفتند سکوت کن ...

واینک سالهاست که در سکوتی ممتد به سر میبرم...

حال می پرسند چرا ساکتی؟

با لبخند به رویشان میکنم و می گویم:

"اندکی شراب سکوت نوشیده ام...!"

+ نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر 1387 توسط پرنیا کرمی |